شمارهٔ ۱۳۲
قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز استشکوفه در قدم دوستان درم ریز است
مده به باد گرانمایه عمر بی بادهکنون که باده فرحبخش و باد گلبیز است
سرود مجلس تو صوت عندلیب بس استبه بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
به کف پیاله لعل است لاله را یعنیپیاله گیر که از می نه وقت پرهیز است
گدای عشق چو گیرد به صدر مصطبه جایچه جای مسند جمشید و تخت پرویز است
هوای مطرب گلچهره کن که گیسوی چنگبه دست زهره جبینان عجب دلاویز است
مخور شراب غرور از صفای مشرب عیشکه سیل خیز حوادث کدورت انگیز است
مبین به چشم ترحم به حالم ای خواجهکه رنج و محنت عشاق راحت آمیز است
ز لطف گفته جامی همه خراسان رافرو گرفت سخن در عراق و تبریز است