گنج

بخش ۱۵

۲ بیت

ابوسعید خراز - قدس الله سره - گوید که در اوایل حال ارادت محافظت سر وقت خود می کردم، روزی به بیابانی درآمدم و می رفتم، از قفای من آواز چیزی برآمد دل خود از التفات به آن و چشم خود را از نظر به آن نگاه داشتم.

به سوی من آمد تا به من نزدیک شد، دیدم که دو سبع عظیم به دوش من بالا آمدند، من به ایشان نظر نکردم، نه در وقت برآمدن و نه در وقت فرود آمدن.

کیست دانی صوفی صافی ز رنگ تفرقهآن که دارد رو به یکرنگی درین کاخ دو رنگ
نگسلد سر رشته سرش ز جانان گر بفرضره بر او گیرد ز یک سو شیر و دیگر سو پلنگ

و هم وی گفته - قدس سره - هر که گمان برده به کوشش توان رسید رنجی کشیده بیهوده، و هرکه تصور کرده که بی کوشش توان رسید جز راه آرزو نپیموده.

از رنج کسی به گنج وصلت نرسیدوین طرفه که بی رنج کس آن گنج ندید
هرکس که دوید گور نگرفت به دشتلیکن نگرفت گور جز آن کس که دوید