گنج

بخش ۷۸ - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریت

ای اولی اجنحه مرغان سر خویشبرده از شرم تو زیر پر خویش
کار آدم ز حیایت شده سختستر خود ساخته از برگ درخت
شب ز انجم نظر افروخته ایستچشم خجلت به زمین دوخته ایست
صبحدم گرد درت کار سپهراشکریزی بود از گرمی مهر
بنده جامی که کمین بدنه توستدر ره عجز سرافکنده توست
چون مه آورده رخ اندر کمی استحلقه گشته به در محرمی است
محرم حلقه رازش گردانوز در بیهده بازش گردان
گر بود حرص و هوا را بندهساز ازان بندگیش شرمنده
چون به شرمندگی افتاده شودهر چه شرم آرد ازان ساده شود
زن رقم بر ورق سادگیشحرف آزادی و آزادگیش