بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا
ای که چون روح به تن نزدیکیچون رگ جان به بدن نزدیکی
بلکه نزدیکتری از رگ جانلیک دورند ازین فهم کجان
قرب تو گر ننهد پیش قدمبازگردد همه عالم به عدم
گر ز ما دور نشیند همه کسمایه هستی ما قرب تو بس
دور و نزدیک ز تو بهره ورندوز سماط کرمت طعمه خورند
در رهت قطع مسافت دوریستوصل جستن به سفر مهجوریست
چیست قرب تو ز خود ببریدندامن از کون و مکان در چیدن
روز جامی که ز قربت دور استتیره گشته چو شب دیجور است
از فروغ رخ خود نورش دهمرهمی بر دل رنجورش نه
تا دهد نیر قرب تو ضیادرکشد روی به جلباب حیا