بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردن
ای دو عالم همه اجزا و تو کلخار صحرای توکل ز تو گل
جزو را معرفت کل تو دهیتوشه راه توکل تو دهی
خاصگان را تو شوی راهنمونسوی روزی ز سببها بیرون
گه پی تشنه لب پر تب و تابچشمه آب برآری ز سراب
گاه بر گرسنه از بی بر شاخریزی از بهر غذا میوه فراخ
مرد ره را جگر شیر دهیبار او بر کتف شیر نهی
چون شود بر کتف شیر سوارتازیانه دهیش از دم مار
جان جامی که درین گرداب استمرکز دایره اسباب است
ده به گلزار توکل راهشساز ازان روضه تماشاگاهش
غنچه آن چو شود نافه گشابه مشامش برسان بوی رضا