بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا
ای تن ما ز تو چون موی از بیمفرق وار از تو دل ما به دو نیم
تیغ بیمت همه را در خون غرقدارد اینک اثر تیغ به فرق
روبهانیم ز خاری رنجهوای اگر شیر زند سر پنجه
گرچه از حیله و مکریم دلیرحیله ها را شکند حمله شیر
تا ز تو حکم امانی نرسدتن امید به جانی نرسد
بنده جامی که در افزایش توستچشم بر بخشش و بخشایش توست
بخششی ورز و ببخشای بر اوگر نبخشایی ای وای بر او
از جحیم سخطش ایمن داردر نعیم کرمش ساکن دار
چشم جانش به رخت روشن کنگلخن دهر بر او گلشن کن
به صف اهل صفایش برسانبه قدمگاه رجایش برسان