بخش ۲۷ - حکایت تیز بصری حسن بصری رضی الله عنه که نکته حکمت حجاج را در ظلمات ظلم او مشاهده نموده
از حسن آن بصری نافذ بصرنکته ای آرند عجب مختصر
کز دل غفلت زده گر دم فشاندآن نفس پاک که حجاج راند
گفت فضولی که نه در بندگیکش پی آن داد خدا زندگی
ساعتی از عمر به پایان بردگرچه در آن ملک سلیمان برد
شاید اگر داغ به جانش نهندمالش محرومی از آنش دهند
پیش وی آید المی جانگدازسوزد ازان حسرت دور و دراز
همچو حسن هر که بود هوشمندگوش کند از لب حجاج پند
حکمت نو یافته هر جا بودگم شده خاطر دانا بود
گرچه بیابد به رهش بی طلبگیردش از خاک به دست ادب
گوهر گنجینه جان سازدشدر صدف سینه نهان سازدش
جامی اگر خلق تو آمد حسناز لب هر ظالم حجاج فن
نکته حکمت که رسد گوش کنظلم رساننده فراموش کن