بخش ۷ - اظهار عجز از استیفای ثنا کردن و دست تضرع به ادای دعا برآوردن
به که اکنون اعتراف آرم به عجزنعره اقرار بردارم به عجز
پیش ارباب ذکا اینست دینسر لا احصی ثنا اینست این
چون ثنایش را نمی یارم شماربه که گیرد بر دعا کارم قرار
نی دعایی کاید از هر سست رایمختصر بر عز و جاه این سرای
بل دعایی چون دعای اهل دلبر کرم های الهی مشتمل
هم نشاط و کامرانی آوردهم حیات جاودانی آورد
شاه را روی دل اندر دین کنددولت دینداریش آیین کند
شغل او بر موجب فرمان شودتخم دولت های جاویدان شود
تا بود این طارم نیلوفریجلوه گاه آفتاب خاوری
تخت شاهی جلوه گاه شاه بادخاطرش ز اسرار دین آگاه باد
بادش از فضل ازل هر دم مددتا شود شایسته ملک ابد
نیکخواهانش زهر آفت سلیمبر طریق نیکخواهی مستقیم
شاه را فضل و هنر بی حد بودعد آن کی طاقت بخرد بود