گنج

بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۷ بیت
کوهکن کانبازی پرویز کردروی در شیرین شورانگیز کرد
دید شیرین سوی خود میل دلششد به حکم آنکه دانی مایلش
غیرت عشق آتش سوزان فروختخرمن تمکین خسرو را بسوخت
کرد حالی حیله ای تا زال دهرریخت اندر ساغر فرهاد زهر
رفت آن بیچاره جانی پر هوسماند با شیرین همین پرویز و بس
چرخ کین کش هم همین آیین نهاددر کف شیرویه تیغ کین نهاد
تا به یک زخمش ز شیرین ساخت دوروز سریر عشرتش انداخت دور