گنج

بخش ۴۲ - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی وی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۱ بیت
چون سلامان با همه حلم و وقارکرد در وی عشوهٔ ابسال کار،
در دل از مژگان او، خارش خلیدوز کمند زلف او، مارش گزید
ز ابروانش طاقت او گشت طاقوز لبش شد تلخ، شهدش در مذاق
نرگس جادوی او خوابش ببردحلقهٔ گیسوی او تابش ببرد
اشک او از عارضش گل‌رنگ شدعیشش از یاد دهانش تنگ شد
دید بر رخسار او خال سیاهگشت از آن خال سیه حالش تباه
دید جعد بیقرارش بر عذارز آرزوی وصل او، شد بیقرار
شوقش از پرده برون آورد، لیکدر درون اندیشه‌ای می‌کرد نیک
که مبادا گر چشم طعم وصالطعم آن بر جان من گردد وبال
آن نماند با من و، عمر درازمانم از جاه و جلال خویش باز
دولتی کن مرد را جاوید نیستبخردان را قبلهٔ امید نیست