گنج

بخش ۲۱ - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۶ بیت
چون به تدبیر حکیم نامداریافت گیتی بر شه یونان قرار
سر به سر گیتی مسخر ساختشثانی اثنین سکندر ساختش
یک نگین وار از همه روی زمینخارجش نگذاشت از زیر نگین
شه شبی در حال خویش اندیشه کردشیوه نعمت شناسی پیشه کرد
خلعت اقبال بر خود چست یافتهر چه از اسباب دولت جست یافت
غیر فرزندی که در عز و شرفاز پس رفتن بود او را خلف
در ضمیر شه چو این اندیشه خاستگفت با دانای حکمت پیشه راست
گفت ای دستور شاهی پیشه اتآفرین بادا بر این اندیشه ات
هیچ نعمت بهتر از فرزند نیستجز به جان فرزند را پیوند نیست
حاصل از فرزند گردد کام مردزنده از فرزند ماند نام مرد
چشم تو تا زنده ای روشن به اوستخاک تو چون مرده ای گلشن به اوست
دستت او گیرد اگر افتی ز پایپایت او باشد اگر مانی به جای
پشت تو از پشتیش گردد قویعمرت از دیدار او یابد نوی
اوست بران در صف هیجا چو تیغتیرباران بر سر اعدا چو میغ
چون به همکاران شود دشمن شکناو به جان کوشش کند ایشان به تن
دشمنت را شیوه از وی شیون استخاصه گویی بهر قهر دشمن است