گنج

بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه

شاه باید که چشم باز بودبر بد و نیک سرفراز بود
چشم او باز باشد از چپ و راستتا ز عالم برون برد کم و کاست
هر که بیند که او نه راسترو استدل و جانش به کجروی گرو است
همچو تیر کجش بیندازدکیش خود را ازو بپردازد
نه که همچون کمان کشد سوی خویشسازدش جایگه به پهلوی خویش
باید او را دلی ز حلم چو کوهکش نگیرد ز دادخواه ستوه
دادخواهی اگر ز تنگدلینسبت او کند به سنگدلی
نشود از حدیث او بی سنگوز جفا گوییش بلند آهنگ
ور جهد از زبان او شرریکه چو آتش کند در او اثری
گو درون را چو آب صافی کنوآتشش را به آن تلافی کن
ور نریزد بر آتش او آبزان افتد روز حشر در تب و تاب