بخش ۱۲ - اشارت به وجود ملائکه
زانچه از علم آمده به عیانصنف اول صف ملائکه دان
بندگانند جمله فرمانبرناکشیده به کفر و عصیان سر
متصف نی به مادگی و نریوز زناشوهری همیشه بری
همه از وصمت عناد مصونمستقر در مقام لایعصون
بعضی اندر شهود حق دایمدر جمال و کمال او هایم
بی خبر زانکه در نشیمن بودعالمی هست و آدمی موجود
دیده بر غیر حق نیندازندبا خود و غیر خود نپردازند
قسم دیگر مدبر اشباحمتصرف در آن صباح و رواح
کرده هر یک به موجب تقدیردر هیاکل تصرف و تدبیر
گردش آسمان از ایشان استجنبش جسم و جان از ایشان است
نفتد قطره ای نم بارانز ابر بر شهر و دشت و کهساران
که نه با آن فرشته ای آیدکش بر آنجا برد که می باید
ندمد برگ تازه ای از شاخدر چمن ها و بیشه های فراخ
که نه جمعی فرشته را به مثلباشد اندر وجود آن مدخل
از ملایک چهار مشهورندکه به اسماء خویش مذکورند
وحی تنزیل کار جبریل استنفخ در صور از سرافیل است
کافل رزقهاست میکائیلقابض روحهاست عزرائیل
چار دیگر موکل بشرندکه نویسندگان خیر و شرند
دو به روزند با وی و دو به شامبر یمین و یسار کرده مقام
کاتب الخیر آن یکی ز یمینشر و عصیان رقم زند دومین
می توانند پیش چشم بشرکه نمایند خویش را به صور
خاصه در چشم هادیان سبلاز اولواالعزم و انبیا و رسل