گنج

بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا

هیچ موجود نیست در عالمکه شناسد حقیقت آدم
داند آدم حقیقت همه چیزعین حق را حقیقت همه نیز
بیند آن عین را به چشم عیانگشت ظاهر به صورت اعیان
غیر ازو در جهان نبیند هیچآشکار و نهان نبیند هیچ
لیکن این دولتی نه آسان استبلکه خاص خواص انسان است
جانب آن اشارتیست نهفتآن امانت که حضرت حق گفت
بر سماوات و ارض و ما فی البینقد عرضنا الامانت فابین
لیس فی الکون کائنا ماکانکافل حملها سوی الانسان
غیر انسان کسش نکرد قبولزانکه انسان ظلوم بود و جهول
ظلم او آنکه هستی خود راساخت فانی بقای سرمد را
جهل او آنکه هر چه جز حق بودصورت آن ز لوح دل بزدود
نیک ظلمی که عین معدلت استنغز جهلی که مغز معرفت است
ای نکرده دل از علایق صافمزن از دانش حقایق لاف
زانکه در عالم خدا دانیجهل علم است و علم نادانی