بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
اَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحابطُرُقُ العِشْقِ کُلُّها آداب
مایه دولت ابد ادبستپایه رفعت خرد ادبست
جز ادب نیست در دل ابدالجز ادب نیست دأب اهل کمال
چیست ادب داد بندگی دادنبر حدود خدای ایستادن
قول و فعل و شنیدن و دیدنبه موازین شرع سنجیدن
با حق و خلق و شیخ و یار و رفیقره سپردن به مقتضای طریق
حرکات جوارح و اعضاراست کردن به حکم دین هدی
خطرات خواطر و اوهامپاک کردن ز شوب نفس تمام
در ادای حدود بی تغییراز غلو دور بودن و تقصیر
نه به افراط هیچ افزودننه ز تفریط هیچ فرسودن
دین و اسلام در ادب طلبیستکفر و طغیان ز شوم بی ادبیست
گوش کن قصه نصاری راکه چو کردند قبله عیسی را
بس که در شأن او غلو کردنددین و ملت فدای او کردند
سر زد از سر جان شان ناگاهکالمسیح بن مریم ابن الله
. . .. . .
گفت در مدحت علی سخنانکه نیاید جز از دروغ زنان
هست قدر علی ازان اعلیکه رسد فهم . . . آنجا
خود علی را چه ننگ ازان افزونکش ستایش کنند مشتی دون
دون مگو بل ز دون بسی دونتردر کمی از کم از کم افزون تر
همه را از ردی به دوش ردیبه حدیث نبی و نص نبی