بخش ۴ - اشارت به معنی تنزیه که متقضای عقل و تشبیه که موجب سمع است با تنبیه بر آنکه کمال در مرتبه جمع است
وصف حق حق به خود تواند گفتاین گهر را خرد نداند سفت
شرح اوصاف ذات او ده ازوکس نداند صفات او به ازو
هر چه خود را به آن کند توصیفمکنش بر خلاف آن تعریف
وانچه خود را ازان کند تقدیستو در اثبات آن مکن تلبیس
نه به تنزیه شو چنان مشغوفکه به نفی صفت شوی موصوف
نه به تشبیه آنچنان مایلکه به جسم و جهت شوی قایل
هر چه تقدیس ذات و تنزیه استوانچه مشعر به نفی تشبیه است
مرجع آن بود تجرد ذاتاز تلبس به مقتضای صفات
هر چه تشبیه باشد و تحدیدوانچه مبنی ز حصر یا تقیید
منشاء آن بود تلبس عینبه ظهور از ملابس کونین
گر تو ز ارباب ذوق و ادراکیوز تقید به یک طرف پاکی
می کن اینسان که کردمت تنبیهجمع تنزیه را مع التشبیه
هر یکی را به جای او می دارچشم بر مقتضای او می دار
در صفت های حق مشو یک چشممی گشا سوی هر یک اندک چشم
می کن از شر اعور دجالاستعاذت در اکثر احوال
معتدل شو که هر که اهل دل استدر جمیع امور معتدل است
وسط آمد محل عز و شرفبه وسط روی نه ز هر دو طرف
تا رساند تو را به فر و بهاحکم خیرالامور اوسطها