بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند
عارفی گفت هر که یارم شدخصم جان امیدوارم شد
جوهر من مناسب خود یافترویم از حق به جانب خود تافت
مرد حق زان که را بتر داندکه دلش را ز حق بگرداند
وان که با من ز دشمنی زد دمدوستدار من اوست در عالم
رویم از خود بتافت در حق کردقبله ام وجه حق مطلق کرد
که ازان به به پیش عاشق زارکه کند روی او به جانب یار
دشمنان خدا به مذهب مندوستانند و دوستان دشمن
تا تو در بند نفس وسواسیدشمن خود ز دوست نشناسی
نیست بر رهروان ستمگارههیچ دشمن ز نفس اماره