گنج

بخش ۱۳۷ - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری

جوع آیین سالک راه استشیوه عارفان آگاه است
جوع سالک به اختیار بودجوع عارف به اضطرار بود
می نماید رونده مرتاضاز مطاعم به قصد خویش اعراض
تا دلش خوی با خوشی نکندنفسش آهنگ سرکشی نکند
راهش آخر به مقصد انجامدچون به مقصد رسد بیارامد
مرد عارف چو یافت لذت قربنه به اکلش فتد کشش نه به شرب
اکل و شربش چه باشد انس به حقدایم او در حق است مستغرق
لقمه از خوان یطعمش بینیشربت از چشمه سار یسقینی
جان او در تجلی صمدیدارد از حق تسلی ابدی
حاجت خوردن از تهی شکمیستمر صمد را تو خود بگو چه کمیست
گر صمد را کسی کند تعریففهو مالم یکن له تجویف
وصف تجویف خاص امکان استپری او ز فیض رحمان است
گر نه رحمان کند وجود دهیماند از معنی وجود تهی
ذات رحمان چو هست عین وجودخالی از کجا تواند بود