گنج

بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب

گر تو گویی به حکم عقل روانیست قلب حقایق اشیا
عرض آخر چه سان شود جوهریا معانی بدل به ذات و صور
گویم این نیست از مقوله قلبتاتو نفیش کنی بزودی و سلب
بلکه چون بر حقیقت واحددر مراتب وجود شد وارد
زو به هر مرتبه نمود اثریکه ندارد نمود در دگری
در همه ذهن ها به قول اصحعین اشیا بود نه ظل و شبح
لیکن اندر وجود ذهنی شاننیست ز احکام نفس الامر نشان
جوهر اندر وجود ذهنی خودهست قایم به ذهن اهل خرد
لیکن اندر وجود نفس الامرنیست در ذهن کس چه زید و چه عمرو
در وجودین خویشتن دائمگاه لا قائم است و گه قائم
حکم اثبات لاقیام و قیامز اختلاف مراتب است و مقام
همچنین در وجود فی الاعیانکه وجودیست خارج اذهان
متعدد مواطن است و رتبکه بود زان ذهول مستغرب
آن رتب چیست حس و روح و خیالهر یکی عالمی به استقلال
وان مواطن چو دنیی و برزخنشات بهشت یا دوزخ
یک حقیقت ز اختلاف ظهورچون بر اینها کند مرور و عبور
نیست پوشیده بر ذوی الافهامکه بر او مختلف شود احکام
در یکی از مقوله هیئاتباش گو و اندر آن دگر ز ذوات
در یکی از معانی و اوصافکه بر اعیان بود مفاض و مضاف
در دگر از شماره اعیانکه بود در مراتب امکان
بنگر اندر حقیقت هستیکوست اصل بلندی و پستی
که چه سان در مراتب و اطوارمختلف می نمایدش آثار
گاه تابع بود گهی متبوعگاه سامع شود گهی مسموع
گه کند جلوه بالتبع چو صفاتگه کند بالاصاله همچو ذوات
اهست یک جا به غیر خود قائمجای دیگر به ذات خود دائم
وین تغیر به فهم اهل ادبدر اضافات واقع است و نسب
پایه عز ذات ازان اعلاستکش تو گویی فزود یا خود کاست
جاودان در مقر اجلال استوز ازل تا ابد به یک حال است
دامن قدس او کجا شایدکز خیال تغیر آلاید