گنج

شمارهٔ ۱۲ - قصیده

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: اب۱۰ بیت
ای جوادی که بتو بحر و سحابننویسند بجز بنده خطاب
آن کریمی تو که از غایت جوداز ستاننده ترا بیش شتاب
هر سؤالی که ز تو شاید کردداد آنرا کف راد تو جواب
زیر دست تو قدر همچو عنانزیر پای تو فلک همچو رکاب
شکر تشریف نخواهم گفتنعقل داند که همین است صواب
شکر خورشید که گفته است ز نورمنت قطره که دارد زسحاب
بعد از این هر چه برومند شودبردرخت سخنم از هر باب
باشد از دولت تو زانکه نهالتو نشاندستی و دادستی آب
جاودان در شرف و جاه بزیوز فلک کام دل خویش بیاب
حشمت و جاه تو برتر زقیاسمدت عمر تو افزون ز سحاب