گنج

مفردات

شمارهٔ ۱چنان با غم عشق خو کرد دلشمارهٔ ۲در غم جانان به ترک جان بگویشمارهٔ ۳ای آنکه کمان تست پنجاه منیشمارهٔ ۴انام افضل ایّام و افتخار انامشمارهٔ ۵نام آن کس که از او زهره من می‌تابدشمارهٔ ۶تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیلهشمارهٔ ۷شیراز از تعدّی قاضی خراب شدشمارهٔ ۸نشیند وقتها با من به مَی خوردن، ولی چندانشمارهٔ ۹ - فاضلصد را ز همه صدر افاضل بستانشمارهٔ ۱۰حقّا که عجب بی سر و پای است فلانشمارهٔ ۱۱گنگ کور ار دو دیده بگشایدشمارهٔ ۱۲حافظ ما به عقل و خوش‌خوانیشمارهٔ ۱۳ - خمرای خواجه خطیر مغز خر خوردی توشمارهٔ ۱۴شیر بی‌زور و میر بی‌لشکرشمارهٔ ۱۵گفتم که چو دریاست گهرپرور میرشمارهٔ ۱۶بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ستشمارهٔ ۱۷سحر کردی مگر تو خواجه بشیرشمارهٔ ۱۸یک خنده فدای عالمی کنشمارهٔ ۱۹به قصد خون من آن غمزه مستشمارهٔ ۲۰ - دولتزان دوایی که نیست انجامششمارهٔ ۲۱بابای ترا دو نیمه کن وان گاهیشمارهٔ ۲۲چشمه آب از میانه نیلشمارهٔ ۲۳دیروز نداستم و بتوانستمشمارهٔ ۲۴عمری ست که ما به بوی درمانشمارهٔ ۲۵در حقّ کسی که صد بدی با ما کردشمارهٔ ۲۶به جستجوی تو شب را به روز می آرمشمارهٔ ۲۷ - فلفلگر تو می‌خواهی که بر دریا چو موری بگذریشمارهٔ ۲۸ - حسننام شاهی‌ست که شد صورت و معنیش حسنشمارهٔ ۲۹گر نمی‌دانی تو نام خویشتنشمارهٔ ۳۰ - عمرای خواجه اگر تو نام خود می پرسیشمارهٔ ۳۱چاه چون واژونه گردد صورتی باشد غریبشمارهٔ ۳۲نپویم بیش ازین دیگر در این راهشمارهٔ ۳۳زری چندم به دست آمد ز بصرهشمارهٔ ۳۴کرده‌ای ای عماد ماهی گیرشمارهٔ ۳۵بس فرق بود میان شعر من و تو