بخش ۷۲ - آماده شدن آتبین برای جنگ با کوش
همان گه بفرمود تا زآن گروهتنی صد شدند از بر تیغ کوه
همی راه دشمن نگه داشتندخروش از بر چرخ بگذاشتند
همان شب یکی کَنده فرمود شاهکشیدند بیل و تبرها به راه
بر آن ره یکی کنده کردند ژرفدرازا و بالا و پهنا شگرف
بنه بر سر کُه کشیدند نیزجز از خیمه دیگر نماندند چیز
سوی کوه دیدند پر میوه دارسراسر همه چشمه و مرغزار
به مژده سوی آتبین آمدندهمی زآسمان بر زمین آمدند
که این کوه سرتاسر آب و گیاستبه گیتی چنین جایگاهی کجاست
چنین داد پاسخ که گر کوش دوشرها کرد ما را و شد سوی کوش
نکرد آفریننده ما را یلهز یزدان نداریم هرگز گله
نبستهست هرگز دری بر کسیکه نگشاد درها بر او بر بسی
چنین جای را کی تواند ستدمگر بخت بد بر من آرد لگد