بخش ۳ - در ستایش خرد
چو همراه دانش نباشد خردنه نیک آید از دانش تو نه بد
وز آن پس دلی شسته باید ز رازرسیده بدو راز یزدان فراز
هنر کرده در زیر او بیخ سختزده شاخ چون نوبهاران درخت
خرد رهبر و هوش و آرام، یاررسیده بدو، نیک آموزگار
هوا دور از او گشته و خشم و کینکه را دیده ای با دلی این چنین؟
نبینی که را از خرد مایه نیستسپردن بدو گنج پیرایه نیست
سپاه خرد را سخن پیشروکه زاید همی از سخن نو به نو
خرد کرد اندر سخنها پدیدسخن دان تو بند خرد را کلید
سخن کز ره دانش آید برونچو خرسند هرگه بود بر فزون
خرد هدیهٔ کردگار است نیزمرا بازگو کز خرد بِهْ چه چیز
خرد جوشن آمد تن مرد راخرد داروی آمد همه درد را
خرد دور دارد ز تو کار دیوخرد بشکند تیز، بازار دیو
خرد نور آمد میان دو تنروان است یکی و دگر دمزدن