بخش ۲۹۰ - نامهٔ فریدون به کوش و فراخواندن ایرانیان را
بفرمود تا نامه کردش دبیردبیری نویسندهای یادگیر
که برخواندم این نامهٔ تو درستدرستی نمود آنچه گفتی نخست
تو آن مردمان را نگهدار باشز دستان دشمن نگهدار باش
سپاهی که با تو بیامد ز راهسزد گر فرستی بدین بارگاه
که با این سپه کایدر آمد فرازبه پیگار مهراج گردند باز
همان هوشیاران دانشپرستگسی کن به خوبی سوی ما فرست
به نزد دبیران و گردان همانیکی نامه فرمود بر ترجمان
که یکسر به درگاه گردید بازاز آن پس که دیدید رنج دراز
که پاداش رنج شما بر من استکه خسرو سر و لشکری چون تن است
چو نامه به نزد بزرگان رسیدز شادی گل از رویشان بشکفید