گنج

بخش ۲۸۱ - یافتن دو کان زر

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۳ بیت
دو کانِ گزیده به چنگ آمدشکه زرّ گرامی چو سنگ آمدش
یکی کان از آن سوی شهر سوانبه دو هفته در زیر ریگ روان
کشیده به «عیذاب» و مرز حبشچنان گوهر پاک خورشیدفش
به راهی که گر تیر برداشتیچنان راه بیراه بگذاشتی
نه آباد جایی و نه چاهی بر آبهمه ریگ جوشیده از آفتاب
به نزد «سَکِمّاسَه» کانِ دگرکه زرّی ندیدی از آن پاکتر
چو از روبله بگذری هفت روزپدید آمد آن کان گیتی‌فروز
چنین تا به مرز سیاهان زفتزبانه کشیده‌ست زرّ، ای شگفت
نپرّد در آن راه پرّان عقابز بی‌آبی و تابش آفتاب
همه گنج‌ها زیر رنج اندر استهمه شادکامی به گنج اندر است
یکی خاربن در همه مرز و بومنیابی ز ریگ روان و سموم
به گاه بهاران و گاه خزانهمی گنج‌ها را ببالید از آن
چو خودکامه از باختر بازگشتسراسر جهان زو پُر آواز گشت