بخش ۲۷۲ - گشادن کوه طارق
به دریا گذر کرد بار دگربگردید کشور همه سربسر
کسی کاو ز فرمانْش گردن کشیدزمانه به خون برْش دامن کشید
همان کوه طارق که نگشاد کسگشاد او به مردان با دسترس
جهاندیده گوید که آن هفت کوهز دیدار او دیده گردد ستوه
نبیند سرِ تیغِ او تیره ابرز بر رفتنش کُنْد چنگال ببر
گشاده میان و بهپیوسته سرچنین آفریدهستشان دادگر
برآن هر یکی آبهای رواندرختان و نیلوفر و ارغوان
چنان جای بگذاشت و اندر گذشتبیابان و دریا بریدند و دشت