بخش ۱۹۹ - رفتن نستوه با لشکر به جانب ماوراء النهر
بفرمود نستوه را تا سپاهاز آمل برون برد و برداشت راه
سه روز و سه شب لشکر آمد به دشتز گردون فغان یلان برگذشت
چهارم تبیره، سپیدهدمانبغرّید و شد نای رویین، دمان
ز منزل به منزل درفشان درفشهوا گشت بیجادهگون و بنفش
گذر کرد تا ماورالنّهر تفتسوی مرز توران ره اندر گرفت
چو دو راه پیش آمدش بر زمینیکی سوی ماچین یکی سوی چین
به مردانِ کارم سپرد آن که شاهبه کارم فرستاد با او به راه
پس از خویشتن نامهای کرد نیزفرستاد با آن گرانمایه چیز
که شاه همایون مرا داد چینکشیدن ز کوش ستمکاره کین
چو زی تو رسد مُهر و فرمان شاهسوی ما فرست آن که داری سپاه
وگر خود بزرگی به جای آوریبدین مرز با ما تو رای آوری
به پیگار این دیوچهره میانببندی، ندارد همانا زیان
چو هر دو به هم داده باشیم پشتشود بخت بر پیلدندان درشت
بگیریم خمدان و ویران کنیمبه کام شهنشاه ایران کنیم