بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلا
وزآن روی طیهور با آن سپاهبر آنسان برابر نشسته سه ماه
همه شهرها سخت کرد استواربه کنده در افگندشان رودبار
شد انبار خانه بسیلا چنانکه در شهر شد تنگ، جای زنان
کسی را که بیکار و درویش بودوگر خوردش از کوشش خویش بود
چو از دستگاهش نبود ایچ بهربرون کرد بیمایگان را ز شهر
چو شد ساخته شهر از آنسان که خواستسراسر همه کارها کرد راست
نهانی شب از جای برداشت شاهبه شهر بسیلا شد او با سپاه
بماندند خرگاه و خیمه به جایهمان یک سواره همان کدخدای
به شهر اندر آورد پنجه هزاردلاور سواران خنجرگزار
سپاه دگر کرد از آنجا گسیسوی شهرهای دگر هرکسی
بفرمود تا شهرها را نگاهبدارند و هشیار باشد سپاه