گنج

شمارهٔ ۲ - بامداد

۱۳ بیت
صبحدم کاین طایر چرخ آشیانآفتابی گردد از بالای کوه
تافته‌رخ، بال‌کوبان، پَرزناناز پر و بالش چمن گیرد شکوه
نغمه‌خوان، مرغ سحر بر شاخسار
بینی آن پروانۀ خوش خال و خطجسته بیرون از غلاف پیرهن
با پر و بالی پر از زرین نُقَطسر زند یک‌یک به گُل‌های چمن
بوسد این را غبغب و آن را عذار
******
همچنان آن طفلک شیرین زبانبا رخی سرخ و سپید از شیر و خون
آن دو چشم برق‌زن چون اخترانسر کند شادان ز شادیجه برون
بنگرد اطراف خود را شاد خوار
با تبسم‌های شیرین‌تر ز قندهمچو پروانه گشاید بال و پر
بر جهد از جا چو از مجمر سپنددست مادر بوسد و روی پدر
این در آغوشش کِشد، آن در کنار