گنج

شمارهٔ ۱۷ - خوشامد به شاه در مهمانیِ وزیر

قافیه: یر۸ بیت
تا شهنشاهِ جهان گردید مهمانِ وزیرمتّفق دید آسمان بختِ جوان با رایِ پیر
عمر ها پرورده شد در مرتعِ گردون حَمَلتا چنین روزی شود طبخِ خدیوِ شیر گیر
شیرِ گردون کرد فر به خویش را تا آورندشهریارِ پیل افکن را کباب از رانِ شیر
ثَور اندر چرخ باشد منتظر تا خواهدشبهرِ قربانِ قدومِ شه وزیرِ بی نظیر
زین و زیر پیر و زین شاهِ جوان شایسته استگر جوانی را ز سر گیرد همی گردونِ پیر
دولتِ ایران ز فّرِ کلک او و تیغِ اینزود یابد آرزویی را که در دل داشت دیر
خود به تیغ او بُوَد اقبال و نصرت پای بندهمچنان بر کلکِ این فضل و هنر شد دستگیر
شهریارا روزگارِ دولتت بادا درازآنچنان کاین چامه چون عمرِ عَدُویَت شد تقصیر