شمارهٔ ۹
تا خدا تَرکِ خدایی گویدوز خدایش جدایی جوید
ول کند کرسی و عرش و همه راکم کند از دو جهان همهمه را
خشگ گردد به رگ هستی خونلغو گردد عمل کن فیکُون
راه یابد به فلک غمازیانجمن سازی و پارتی بازی
انگلیسان به فلک رخنه کنندنقشهای طرح در آن صحنه کنند
حرف نفتی به میان اندازنددر فلک مجلس شورا سازند
حزبی و لیدری و انجمنیجعل قانونی و درد وطنی
اکثریت کند آماده سفیبا اقلیت یا بی طرفی
من که آخر چشم آسیب مماتاز چه بایست کشم رنج حیات