گنج

بخش ۲۸۳ - نوای مزدور

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)۸ بیت
ز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کشنصیب خواجهٔ ناکرده کار رخت حریر
ز خوی فشانی من لعل خاتم والیز اشک کودک من گوهر ستام امیر
ز خون من چو زلو فربهی کلیسا رابزور بازوی من دست سلطنت همه گیر
خرابه رشک گلستان ز گریهٔ سحرمشباب لاله و گل از طراوت جگرم
بیا که تازه نوا می تراود از رگ سازمئی که شیشه گدازد به ساغر اندازیم
مغان و دیر مغان را نظام تازه دهیمبنای میکده های کهن بر اندازیم
ز رهزنان چمن انتقام لاله کشیمبه بزم غنچه و گل طرح دیگر اندازیم
به طوف شمع چو پروانه زیستن تا کی؟ز خویش اینهمه بیگانه زیستن تا کی؟