بخش ۱۶۵ - گل نخستین
هنوز همنفسی در چمن نمیبینمبهار میرسد و من گل نخستینم
به آب جو نگرم خویش را نظاره کنمبه این بهانه مگر روی دیگری بینم
به خامهای که خط زندگی رقم زده استنوشتهاند پیامی به برگ رنگینم
دلم به دوش و نگاهم به عبرت امروزشهید جلوهٔ فردا و تازه آئینم
ز تیره خاک دمیدم قبای گل بستموگرنه اختر واماندهای ز پروینم