گنج

شمارهٔ ۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اییرا۹ بیت
مکن ای دوست ملامت من سودایی راکه تو روزی نکشیدی غم تنهایی را
صبرم از دوست مفرمای که هرگز با هماتفاقی نبود عشق و شکیبایی را
مطلب دانش از آن کس که بر آب دیدهشسته باشد ورق دفتر دانایی را
دیده خون گشت ز دیدار نگارم محرومبهر خوبان بکشم منت بینایی را
ننگرد مردم چشمم به جمالی دیگرکاعتباری نبود مردم هرجایی را
گر زبانم نکند یاد تو خاموشی بهعاشقم بهر سخن‌های تو گویایی را
آفریده‌ست تو را بهر بهشت‌آراییچون گل و لاله و نرگس چمن‌آرایی را
روی‌ها را همه دارند ز زیبایی دوستدوست دارم سبب روی تو زیبایی را
چون نظر کرد به چشم و سر زلف تو همامیافت مستی و پریشانی و شیدایی را