شمارهٔ ۲۱۴
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهی۷ بیت
میکند بوی تو با باد صبا همراهیخلق را میدهد از بوی بهشت آگاهی
اثر کفر نماندی به جهان از رویتگر نکردی سر زلفت مدد گمراهی
خجلم زان که به رخسار تو گویم ماهیکز تو تا ماه تمام است ز مه تا ماهی
آفتاب است که مشهور جهان است به حسنچشم بد دور ز رویت که چو مه پنجاهی
همه جویند تو را تا تو که را میجوییهمه خواهند تو را تا تو که را میخواهی
ما گدایان شرف از خاک درت یافتهایمآستانت نفروشیم به تخت شاهی
گر بود سوی همامت نظری ور نبوداز درت دور نگردد چو سگ خرگاهی