گنج

شمارهٔ ۲۱۱

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ینی۷ بیت
در غیرتم که با خود همراز و همنشینیدر آب عکس خود را زنهار تا نبینی
آیینه را نخواهم در صحبتت که زانجادانی که تا چه غایت زیبا و نازنینی
آنگه که دیده باشی رویی بدین ملاحتاز خود به سر نیایی با ما کجا نشینی
زلف تو را نگویم عنبر کادب نباشدبا گرد خاک کویت گویم که عنبرینی
خورشید پیش رویت آید به سجده گویدای صانعی که از گل خورشید آفرینی
هر کاو لب تو دیده انگشت و لب گزیدهحیران حسن رویت صورت‌گران چینی
گل کیست تا به رویت نسبت کند همامشیا مشک تا به مویت گوید که همچنینی