گنج

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱باز آی، که از جان اثری نیست مرارباعی شمارهٔ ۲یاران کهن، که بنده بودم همه رارباعی شمارهٔ ۳آیینهٔ نورست رخ یار امشبرباعی شمارهٔ ۴شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشبرباعی شمارهٔ ۵گر دل برود من نروم از نظرترباعی شمارهٔ ۶ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟رباعی شمارهٔ ۷از بس که مرا دولت بیدار کم‌سترباعی شمارهٔ ۸در عالم بی‌وفا کسی خرم نیسترباعی شمارهٔ ۹غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیسترباعی شمارهٔ ۱۰امروز مرا غیر پریشانی نیسترباعی شمارهٔ ۱۱روز و شب من به گفتگوی تو گذشترباعی شمارهٔ ۱۲آنی که تمام از نمکت ریخته‌اندرباعی شمارهٔ ۱۳چون صورت زیبای تو انگیخته‌اندرباعی شمارهٔ ۱۴هر کس که می عشق به جامش کردندرباعی شمارهٔ ۱۵تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟رباعی شمارهٔ ۱۶دیدم که یکی دو دسته از سنبل تررباعی شمارهٔ ۱۷یار آمد و یار دل‌نواز آمد بازرباعی شمارهٔ ۱۸دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوزرباعی شمارهٔ ۱۹بی روی توام هست ملالی که مپرسرباعی شمارهٔ ۲۰امروز ز حد می‌گذرد سوز فراقرباعی شمارهٔ ۲۱در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟رباعی شمارهٔ ۲۲من باده به مردم خردمند خورمرباعی شمارهٔ ۲۳از درد دل خود به فغانم چه کنم؟رباعی شمارهٔ ۲۴نی از تو حیات جاودان می‌خواهمرباعی شمارهٔ ۲۵تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودنرباعی شمارهٔ ۲۶ای هم‌نفس چند، که یارید به منرباعی شمارهٔ ۲۷کس نیست انیس دل غم‌پرور منرباعی شمارهٔ ۲۸مسکینم و کوی عاشقی منزل منرباعی شمارهٔ ۲۹دور از تو صبوری نتواند دل منرباعی شمارهٔ ۳۰سبحان‌الله! چه شکل موزون‌ست این؟رباعی شمارهٔ ۳۱بگداختم از دست جفا کردن تورباعی شمارهٔ ۳۲نقش تو اگر نه در مقابل بودیرباعی شمارهٔ ۳۳گه در پی آزار دل رنجوریرباعی شمارهٔ ۳۴در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟رباعی شمارهٔ ۳۵با هر که نشینی و قدح نوش کنی