قطعهٔ شمارهٔ ۴
چیست آن خسرو سیمینبدن زرینتاج؟که به شب خانهٔ فولاد نشیمن دارد
چو ستونست ولی از مدد خیمه بپاستسیمگونست ولی جامه ز آهن دارد
بته پیرهن آل عجب شاخ گلیست!که ازو خانهٔ ما زینت گلشن دارد
شاهد پردهنشینیست که با روی چو ماهدر درونست و برون را همه روشن دارد
گاهی از آتش دل شعله فتد در جیبشگاهی از باد صبا چاک به دامن دارد
هست در خانه که از آن همه شب تا دم صبحکه غم سوختن و کشتن و مردن دارد
با تن سیمی کافور چو رخ افروزدتاب آتشکده و تابش گلشن دارد
شمع طاوس مگر حل کند این مسئله راکه دل روشن او حکم دل من دارد