گنج

بخش ۶ - دمیدن صبح تجلّی از افق هویّت ذات بر تنویر ظلمتکدهٔ انیّت جهان

فیض نخستین که فروغ وجودبرقع رخسار تجلّی گشود
از اثر پرتو آن نور غیبجلوه ابداع برآمد ز جیب
عکس ازل، آینه سازی گرفتنقش دویی، جلوه طرازی گرفت
صورت زیبای خرد شد پدیدحفظ احد، فاتحه بر وی دمید
راهنما شد به نزولی سُبُلبر اثرش قافلهٔ جزء و کل
گرم تکاپوی وصول مرادذره و خور، رخت به صحرا نهاد
پای ز کاهل قدمی سست سیرغلغله برخاست ازین کهنه دیر
غافل و آگاه گرفتند راهروی به وحدتکدهٔ لاسواه
شیوهٔ هر یک، روش تازه ایجنبش هر ذره به اندازه ای
جنبش این میلی و زان یک به خیفسیر یکی کمّی و دیگر به کیف
جنبش وضعی ست یکی را دلیلوادی أینیست یکی را، سبیل
مور ندارد قدم پیل رفتزاغ نیارد روش کبک تفت
کوچه بسی باشد و صحرا یکیقطره فزون از حد و دریا یکی
راه نوردان سبیل سفربر سه طریقند درین رهگذر
آن یکی از علم، معلم خطابوین ز تعلّم به سبیل صواب
قسم سوم، خرمگسان عتُلگردن جان، داده به تعذیب غُل
صبح خرد چون عَلَم خود فراشتنیل شقاوت به جبین، جهل داشت