گنج

بخش ۳ - فی النعت

ای گهرافروز وجود از نخستاز تو کتاب الله معنی درست
خاتم این نادره وش محضریفاتحه و خاتمهٔ دفتری
نور ازل طلعت غرای توستطور، شبستانی حرای توست
جودی، اگر مرحله پیما شودخاک رَهِ وادی بطحا شود
زندگی آموز مسیحا دمتچشمهٔ حیوان نمی از زمزمت
غایت ایجادی و مقصود کلاصل وجود همه خار و تو گل
مخزن علمیّ و کمال عملمشرق نوری و جمال ازل
مایه ور، از بحر سخایت سحابسایه نشین علمت آفتاب
خاک رهت ناصیه سای ملکعدل تو معمار بنای فلک
سرمه کش دیدهٔ امید و بیمگلشن ایجاد به خلق عظیم
شمع رخت انجمن افروز دلداغ غمت برق هوس سوز دل
پیش لوای صف پیغمبرانپیش عطای کف دریادلان
خاک رهت جبهه تسلیمهاجزیه ده فقر تو اقلیمها
می برم از دولت ارشاد توطاعت ابن عم و اولاد تو