بخش ۶ - در گشایش این نامهٔ نامی گوید
شکست استخوان، طبع اندیشه زایبه دندانهٔ کلک پولاد خای
که اندیشه، جادونگاری گرفتبنای سخن استواری گرفت
ز صد چشمه خون بیش، پیمود دلکه شد صفحه ام رشک چین و چگل
به دل، کاوش دیده نگذاشت نمکه گوهر فرو ریخت، ابر قلم
خرد دفتر جزء و کل را گشودکه اندیشه، کلک آزمایی نمود
به پیچ و خم فکر، عمری گذشتکه خاطر خداوند سررشته گشت
ز معنی، دلم جام جمشید زدنیم، زخمه بر ساز ناهید زد
حزین، زلف معنی ست در مشت بادبه این تار، کلک خوش انگشت باد
رسایی ده، آوای اندیشه رافراسوده مگذار این بیشه را