گنج

شمارهٔ ۹۰۷

قافیه: ازمرادیدی۵ بیت
به جان‌سوزی، نی کلک سخن‌ساز مرا دیدیبه خاموشی نوای سینه‌پرداز مرا دیدی
پر اندازد ملک، آنجا که من پروانگی کردمبه بال دل، رسایی‌های پرواز مرا دیدی
ز بیدادت به چنگ کاوش غم، سینه را دادمبه نالش، دل‌خراشی‌های آواز مرا دیدی
به پای خویشتن می‌پرورد چون سایه طوبی رالوای دولت فقر سرافراز مرا دیدی
حزین افسانه‌ام جادودمان را مهر بر لب زدبه بزم گفتگوی عشق، اعجاز مرا دیدی