گنج

شمارهٔ ۸۸۴

قافیه: ستمیللی۸ بیت
مست صهبای الستم یللیاز می توحید مستم یللی
حبس تن بر مرغ روحم تنگ بوداین قفس، در هم شکستم یللی
کس به من، بیگانه تر از من نبودز اختلاط غیر، رستم یللی
چون دل من خلوت خاص تو بوددر به روی غیر بستم یللی
هیچ نقصانی مرا از مرگ نیستآنچه بودم باز هستم یللی
از حجاب جسم بیرون آمدمآخر این سد را شکستم یللی
در سماع عشق، محفل گرم بودچون سپند از جای جستم یللی
در خرابات مغان، بیخود حزینخوش به کام دل نشستم یللی