گنج

شمارهٔ ۸۶۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادکجایی۱۱ بیت
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
دیری ست که دارم سر راه نگهی راصیدی سر تیر آمده، صیّاد کجایی؟
بیرون وجود، امن و امان عجبی بودهستی رهِ ما زد، عدم آباد کجایی؟
کو همنفسی، تا نفسی شاد برآرم؟مجنون تو کجا رفتی و فرهاد کجایی؟
دیری ست که رفتیّ و ندارم خبر از توبازآ، دل آواره، خوشت باد، کجایی؟
ای ناوک تأثیر که کردی سفر از دلمی‌خواست تو را ناله به امداد کجایی؟
با آنکه نیاوردی، یک بار ز ما یادای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
رسوای جهان می‌کندم، هند جگرخوارغم پرده در افتاده، دل شاد، کجایی؟
می خواستی آزرده ببینی دل ما رااکنون که غمت داد ستم داد، کجایی؟
هم دوشی آن سروقد، اندیشهٔ دوری ستشرمی بکن، ای جلوهٔ شمشاد کجایی؟
در عشق به یک جلوه، حزین کار تمام استمن برق به خرمن زدم، ای باد کجایی؟