گنج

شمارهٔ ۸۴۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایی۹ بیت
بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پاییشاید که دهد اشک مرا رنگ حنایی
می در قدح و باد صبا بر سر لطف استدارد چمن امروز عجب آب و هوایی
دولت طلبی، دامن دل را مده از دستشاید که برون آید ازین بیضه همایی
نالیدن بلبل ز نو آموزی عشق استهرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی
کرده ست بهار عجبی خار بیاباناز دشت گذشته ست مگر آبله پایی
داده ست غمت، رخصت شبگیر به آهمشاید رسد این قاصد بی درد به جایی
خود را برسانید به یاران سبک پیمی آید ازین قافله آواز درایی
گلشن به نسیمی شکند عهد هزاراندر کشور خوبان نبود رسم وفایی
دور از گل رویت نفسی نیست حزین رامانده ست به جا، بلبل بی برگ و نوایی