گنج

شمارهٔ ۸۴

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ویرا۷ بیت
در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی راعرضه کنم اگر به گل، زخم شکفته روی را
مشک به کوی بیزدت، طرّه به باد اگر دهیدل به کنار ریزدت، شانه کنی چو موی را
رشک ریاض خلد شد، دیده ز فیض عارضتیاد قد تو کردام، سرو کنار جوی را
پرده چه پوشیم که من، در غم دل به عالمیصبح صفت نموده ام، سینهٔ بی رفوی را؟
هست نقاب دلبران، شرم و حجاب و خال و خطتیغ برهنه گفته ام، حسن برهنه روی را
دور رسید چون به ما، صاف شراب رفته بودچرخ کند به ساغرم، درد ته سبوی را
وقت صبوح شد حزین، از می غم به لب چکانزهر چش ترنّمی، کلک ترانه گوی را