گنج

شمارهٔ ۸۰۰

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: انمسوخته۵ بیت
نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوختهسودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته
برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یکپرواز بالم ریخته، برق آشیانم سوخته
چون شمع سودای کسی، می سوزد آتش در سرمنام محبت برده ام، کام و زبانم سوخته
اشک دمادم از نظر، بارم، به خون ز آن غرقه امدریای آتش در جگر دارم، از آنم سوخته
نقص عیار من حزین نبود اگر افغان کنمدر بوتهٔ هجران او تاب و توانم سوخته