شمارهٔ ۴۸۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انتوداد۷ بیت
آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو دادغنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد
بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟سینه ی صبح نشانی ز گریبان تو داد
عمرها در طلب چشمهٔ حیوان بودمخضر شد خط و سراغم به زنخدان تو داد
خنده بر صبح زدی عشرت هر روزهٔ منسر به جانم غم عالم، شب هجران تو داد
کرده سرمست زلالی می ریحانی تونم فیضی به سفالم خط ریحان تو داد
شور سودا به سرم زلف پریشان تو ریختپیچ و تابی به سرم ، طرّه پیچان تو داد
می دمد از قلمت صور سرافیل حزینمحشر، آشوب خود امروز به دیوان تو داد