گنج

شمارهٔ ۴۸۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: الیکرد۷ بیت
ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کردآمد ادبار درین کوچه و اقبالی کرد
نیست امروز عجب گر غمش از شادی ماستآنکه دی از غم ما آن همه خوشحالی کرد
گرچه دریا نشود خشک به تردستی ابردر غمت ریزش مژگان دل ما خالی کرد
سرشویده ی من باج ز مجنون گیردعشق در مملکت درد، مرا والی کرد
پیر ما را به جهان بخت جوان شد چو شرابشوخی عهد صبا را به کهنسالی کرد
مرحبا عشق کزو قطرهٔ ما دریا شددل ما را صدف گوهر اجلالی کرد
مرغ گلشن ز تو شیون مگر آموخت حزینکه سحر ناله به طرزی که تو می نالی کرد