گنج

شمارهٔ ۴۸۲

قافیه: ابرد۷ بیت
کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟خود باخت، دغل باز حریفی که ز ما برد
از هر دو جهان باز نیامد خبر از اودل را کشش عشق ندانم به کجا برد؟
افسرده ز دم سردی ایّام نگردیدآتشکده آتش مگر از سینهٔ ما برد؟
از منّت پیری ست گرانباری دوشملب را به قدم بوس تو این پشت دوتا برد
یک جلوه خیال تو در اندیشهٔ ما کرددل لذت دیدار جدا، دیده جدا برد
خورشید نبردهست به چوگان سعادتگویی که ز میدان شهادت سر ما برد
تردامنی مشرب رندانه حزین رااز توبه پشیمانی و از خرقه صفا برد